حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

آشنایی با دختران و پسران امام علی (ع)

برخی از فرزندان حضرت عبارتند اند:[۱]

  1. امام حسن علیه السلام
  2. امام حسین علیه السلام
  3. حضرت زینب سلام الله علیها
  4. زینب صغری که ام کلثوم لقب داشت.
  5. محسن (که سقط شده و مادر اینان، فاطمه علیها السلام دختر پیامبر خداست.)
  6. عباس
  7. عبداللّه
  8. عثمان
  9. جعفر (که مادر اینان، امّ البنین دختر حزام بود و همه آنها همراه امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسیدند.)
  10. محمد بن حنفیه (که مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بود.)
  11. ابوبکر[۲] (که مادرش لیلى بود که احتمالاً همان دختر مسعود دارمى است. او همراه امام حسین علیه السلام، در کربلا شهید شد.)
  12. عبیداللّه (که مادرش لیلى بود. او نیز با امام حسین علیه السلام در کربلا شهید شد.)[۳]
  13. محمّد اصغر (که مادرش امّ ولد[۴] بود.[۵] او نیز همراه امام حسین علیه السلام در کربلا شهید شد.)
  14. یحیى (که مادرش اسماء بنت عمیس بود و در حیات امام على علیه السلام درگذشت.)
  15. عون (که مادرش اسماء بنت عمیس بود.)
  16. محمّد اوسط (که مادرش اُمامه بود.)
  17. عمر (که مادرش امّ حبیب، صهباى تغلبى نام داشت.)[۶]
  18. رقیه (که مادرش امّ حبیب، صهباى تغلبى نام داشت. او همسر مسلم بن عقیل بود و از وى سه فرزند داشت که از میان آنان، عبد اللّه در کربلا شهید شد.)
  19. اُمّ حسن[۷] (که مادرش اُمّ سعید بود و ابتدا همسر جعدة بن هبیره، خواهرزاده امام علیه السلام بود و سپس به ازدواج جعفر بن عقیل درآمد و چون جعفر در واقعه کربلا شهید شد، او در زمره اسیران کربلا درآمد.)
  20. اُمّ هانى (که عبداللّه اکبر، پسر عقیل، با او ازدواج کرد. عبداللّه و پسرش محمّد، همراه امام حسین علیه السلام در کربلا شهید شدند.)
  21. فاطمه (محمّد بن ابى سعید بن عقیل که همراه امام حسین علیه السلام در کربلا کشته شد، با او ازدواج کرد.)
  22. زینب صغرا (که محمّد بن عقیل با او ازدواج کرد.)
  23. میمونه (که عبداللّه بن عقیل با او ازدواج کرد.)
  24. نفیسه (که عبد اللّه بن عقیل با او ازدواج کرد.)[۸]
  25. خدیجه (که عبد الرحمان بن عقیل با او ازدواج کرد.)
  26. اُمامه (که صَلت بن عبد اللّه بن نوفل بن حارث بن عبد المطّلب با او ازدواج کرد و در حیات امام علیه السلام درگذشت.)
  27. رَمْله کبرا (که مادرش امّ سعید بود و به همسرى عبد اللّه بن ابى سفیان پسر حارث بن عبد المطّلب درآمد.)
  28. جُمانه [۹] (که در حیات امام علیه السلام درگذشت.)
  29. اُمّ سَلَمه
  30. رقیه صغرا
  31. امّ کلثوم صغرا[۱۰]
  32. رَمْله صغرا
  33. اُمّ کرام
  34. اُمّ جعفر

برادران و خواهران امام علی علیه السّلام

امام علی علیه السّلام دارای سه برادر به نام «طالب» و «عقیل» و «جعفر» و دو خواهر به نام «فاخته»(ام هانی) و «جمانه» بوده است که همه از طرف پدر به ابوطالب و از طرف مادر به فاطمه بنت اسد منسوب هستند، پس امام علی علیه السّلام برادر و خواهر پدری تنها، یا مادری تنها و یا رضاعی نداشتند.

امّا جناب طالب، برادر بزرگ امام

امّا عقیل، برادر دوّم

امّا جعفر، برادر سوّم

عقیل پسر ابوطالب پسر عبدالمطلب، کنیه‌اش‌ ابویزید بود. بنا بر گزارش‌ها، وی از حضرت علی(ع) بیست سال بزرگتر بوده[۱]بنابراین ده سال بعد از عام الفیل متولد شده است. مادر او نیز فاطمه بنت اسد است. [۲]

وی از نسب‌شناسان قریش و شخصی حاضر جواب بود که بدون اعتنا به اینکه شخص مقابلش چه جایگاهی دارد، بدو پاسخ می‌داد.[۳] بسیاری از قریش او را دوست نمی‌داشتند چه نسب آن ها را می‌دانست و بدی‌هایشان را بازگو می‌کرد

هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه در دست داشت و اموال بسیار از بیت المال در اختیار آن حضرت بود، روزی عقیل، به نزدش آمد و گفت: «مقروض هستم و از ادای آن عاجز می‌باشم، قرض مرا ادا کن.» وقتی علی(ع) از مقدار قرض که صدهزار درهم بود جویا شد فرمود: «سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم، صبر کن تا جیره شخص من برسد، تا آخرین حد توان، به تو کمک می‌کنم...» عقیل گفت از بیت المال بده، ولی حضرت از این امر امتناع نموده[۲۰] و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد، عقیل به خیال اینکه پول است دست به آن زد، ولی با آهن داغ مواجه شده واعتراض نمود، امام علی(ع) به وی فرمود تو طاقت این آتش را نداری من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم

در تهاجم مخالفان عقیل بر او، چیزی که یاریشان نمود جدا شدن او از برادرش علی و رفتنش به جانب معاویه در شام بود.[۲۲] که آن را با درخواست مالی عقیل از علی مرتبط کرده اند. در حالی که ابن ابی الحدید معتقد است نظر همه راویان ثقه بر این است که رفتن عقیل به شام بعد از شهادت امیر مومنان بوده است.[۲۳]چنان که نامه او در اواخر حکومت امیرالمؤمنین(ع) به آن حضرت و پاسخ آن نامه٬ حاکی از آن است. چه عقیل در این نامه ارادت خود به علی را بازگو کرده پیوستن گروه عبدالله بن أبی سرح به معاویه را دشمنی با خدا و رسول او و خاموش کردن نور الهی معرفی می کند.[۲۴]

نیز سخنانی که عقیل از فضائل علی در حضور معاویه گفته است دال بر عدم کینه او با علی است. معاویه بدو گفت: علی را چگونه دیدی؟ گفت: گوئی پیامبر بود و صحابه‌اش الا این که پیامبر در بینشان نبود و تو همچون ابوسفیان هستی و یارانش الا این که ابوسفیان در جمعتان نیست.[۲۵]

از آنجا که معاویه از عقیل در مورد موقعیت امام حسن٬ ابن زبیر٬ مروان سوالاتی پرسید٬ و اینان کسانی بودند که بهد از شهادت حضرت امیر در جامعه موقعیتی خاص پیدا کردند٬ لذا معلوم می‌شود که عقیل بعد شهادت علی نزد معاویه رفته است. [۲۶]

برخی این ملاقات را در زمان حیات امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. دلیل این گروه این روایت است: روزی معاویه در حالی که عقیل نزدش نشسته بود گفت: این ابویزید [کنیه عقیل] است، اگر نمی‌دانست که من برای او از برادرش بهترم نزد ما نمی‌آمد و او را رها نمی‌کرد. عقیل پاسخ داد: برادرم برایم در دینم بهتر است و تو در دنیایم برایم بهتری؛ و من دنیایم را ترجیح دادم؛ و از خدا عاقبت به خیری را می‌خواهم

جعفر بن ابیطالب، در میان فرزندان ابوطالب، و فاطمه بنت اسد است. جعفر پس از عقیل و پیش از علی بن ابی طالب به دنیا آمد. گفته شده که میان هریک از پسران ابوطالب، یا تنها میان جعفر و علی ۱۰ سال فاصله سنی بوده‌است،[۲] اما بنا بر نقل منسوب جعفر صادق، جعفر و عقیل ۴ سال، و علی بن ابی طالب و جعفر ۹ سال فاصله سنی داشته‌اند.[۳]

در مآخذ شیعی، پیامبر پس از بازگشت جعفر، نماز مخصوصی به او تعلیم کرد که به «صلوة الحبوة» مشهور است.[۶] از آنجا که این نماز مشتمل بر آداب و اذکار بسیار است، «نماز جعفر طیّار» نامیده می‌شود و در ضرب‌المثل‌های زبان فارسی، کنایه از هر نماز طولانی است.[۷]


ویژگی‌های ظاهری امام علی(ع) چگونه بود؟

حضرت علی علیه السلام انسان کامل بود و انسان کامل بد چهره و بد قامت نمی شود . حضرت علی علیه السلام چهره ای بسیار زیبا و قدی موزون داشت . برای نمونه به چند روایت توجه بکنید :
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس دوست دارد به هیبت اسرافیل، رتبه ی میکائیل، جلالت جبرئیل، سازگاری آدم، خداترسی نوح، محبوبیت ابراهیم، اندوه یعقوب، جمال یوسف، مناجات موسی، صبر ایوب، زهد یحیی، پرهیز عیسی و خلق و خوی محمد بنگرد، باید به علی بنگرد که نود خصلت از خصلت های انبیاء در اوست و همه را خداوند در او جمع کرده و برای احدی غیر از او جمع نکرده است.۱
علامه حافظ محب الدین طبری گوید: او (امیرالمومنین علیه السلام) مردی میان قامت بود، چشمانی درشت ،سیاه و رویی زیبا چون ماه شب چهارده داشت. شکمش بزرگ و تنومند بود. شانه هایی پهن داشت , مفصل بازو و شانه اش درشت مانند مفصل شیر ژیان بود و بازویش از ساعدش تمییز داده نمی شد. دست هایی درشت و پر گوشت داشت. گردنی نرم و نازک چون تنگ سیم فام داشت. موهای جلوی سرش ریخته بود و تنها در پشت سرش مو داشت. محاسنش پر پشت بود ، خضاب نمیکرد و برخی گفته اند خضاب می کرد ولی مشهور آن است که موهای صورتش سپید بود. هنگام راه رفتن به راست و چپ تمایل داشت. ساعد و دستی درشت داشت ، هنگام رفتن به میدان جنگ می دوید .دلی استوار و نیرومند داشت. با هر که دست و پنجه نرم می کرد او را به خاک می افکند. دلیر بود و در برابر حریفان پیروز! ۲
در حدیث ابن عباس آمده است که من زیبا تر از شرصه ی علی علیه السلام ندیدم . (شرصه ، زیختن موی دو طرف پیشانی از جلو سر است.)۳
علامه مجلسی از جابر و ابن حنفیه روایت کرده است که حضرت علی علیه السلام مردی میان قامت و تنومند بود، ابروانی بلند و کمانی ،چشمانی درشت و سیاه داشت که سپیدی آن آمیخته به سرخی بود ،چهره اش از زیبایی می درخشید. گندمگون بود , موهای جلوی سرش ریخته بود و پشت سر مویی بسان سربندی جواهرنشان داشت. گردنش چون تنگ سیم فام بود و درشت ،شکمی بزرگ ، پشتی محکم ، سینه ای پهن، پهلو هایی پر گوشت و یکدست و صاف ،دست ها و انگشتانی پر گوشت و کلفت داشت. بازو و ساعدش در هم و یکدست بود به طوری که از هم تمیز داده نمیشد. ساعد هایی درشت و دوش هایی پهن و مفاصلی درشت مانند مفصل شیر ژیان داشت، محاسنی داشت که سینه اش را زینت می بخشید، عضلاتی درشت و ساق پایی باریک داشت . مغیره می گوید: علی بسان شیر بود از اعضای او آنچه باید درشت باشد در کمال درشتی و آنچه باید ظریف باشد در کمال ظرافت بود.

در کتاب کشف الغمه نوشته شده است که بدر الدین لؤلؤ عامل موصل از بعضی علما درخواست کرد تا احادیث صحیح و گوشه ای از آنچه درباره فضایل و صفات علی (ع) نقل شده است استخراج کنند.این صفات بر«انوار شمع اثنی عشر»نوشته و به آرامگاه آن حضرت برده شد.وی می گوید: «من این شمع را دیدم ».آنچه در اوصاف علی (ع) می آید مطالبی است که از کتاب صفین و از جابر و ابن حنفیه و دیگران و نیز از کتاب استیعاب نقل شده است.بدر الدین با خواندن این صفات گفت: او (علی) نکوترین کسی است که صفاتش را دیده است.ما با استفاده از مجموع این روایات به خصوصیات برجسته آن امام همام اشاره می کنیم.

علی (ع) مردی میانه بالا بود.اندکی کوتاه و چاق.چشمانی سیاه و گشاده داشت.در نگاهش عطوفت و مهربانی موج می زد.ابروانش کشیده و پیوسته بود.صورتی زیبا داشت و از نیکو منظرترین مردم به شمار می آمد.رنگ صورتش گندمگون بود.چهره ای گشاده و بشاش داشت.به جز موهای اطراف سرش، موی دیگری نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجی می درخشید.گردنش از سپیدی به درخشش ابریقی نقره ای مانند بود.ریشی انبوه داشت و بالای آن زیبا می نمود.گردنش ستبر و شانه هایش همچون شانه های شیری ژیان، فراخ بود.

در روایتی دیگر ذکر شده است: شانه هایش مانند شانه های شیری قوی جثه، پهن بود. بازوان نیرومندش، از شدت درهم پیچیدگی عضلات از ساعدش قابل تمیز نبود.مچها و نیز پنجه هایی قوی و قدرتمند داشت.

در روایتی دیگر نیز آمده است: آن حضرت انگشتانی باریک و ساعد و دستی نیرومند داشت.و چنان قوی بود که اگر دست کسی را می گرفت، بر او مستولی می شد و طرف مقابل قدرت نفس کشیدن را از دست می داد.شکمی بزرگ و پشتی قوی داشت.سینه وی فراخ و پرمو بود و سر استخوانهای او که در مفصل با یکدیگر جفت شده بودند، بزرگ می نمود.عضلاتی پر پیچ و تاب و ساقهایی کشیده و باریک داشت.بزرگی عضله دست و پای او بهنجار و موزون بود و هنگام راه رفتن اندکی به جلو متمایل می شد.چون به میدان کارزار روی می آورد، با هروله و شتاب می رفت.نیرومند و شجاع بود و در رویارویی با هر کسی، پیروز می شد.به راستی خداوند او را با عز و نصر خود تایید کرده بود.

مغیره در این باره گفته است: علی (ع) همچون شیر بود، بلکه از شیر قوی تر و اندامش از اندام او بهنجارتر می نمود.

آن حضرت را با الفاظی همچون اصلع (طاس و بی مو) ، اجلح (کسی که جلوی سر او کم مو باشد) ، انزع (مردی که موی پیشانیش از هر دو طرف رفته) و بطین (شکم بزرگ) بسیار توصیف کرده اند که ذکر آن نیز گذشت.

در کتاب فائق آمده است که ابن عباس می گوید: من زیباتر از طرفین پیشانی علی (ع) ندیده ام.شرصتان (طرفین پیشانی) از شرص و به معنای جذب و کشیدن است.گویا مو کشیده شده و جای آن معلوم می شود.آیا به وجه تسمیه مو به نزعه نمی نگری و نمی بینی لغات جذب و نزع همه از یک رشته سرچشمه می گیرند

ویژگی‌های ظاهری امام علی(ع) چگونه بود؟

در بخشی از کتاب امام علی، نوشته جرج جرداق آمده است:

از جمله کسانی که وصف علی‌بن ابی طالب علیه السلام را مکتوب کرده‌اند، صاحب کتاب ذخائرالعقبی است. او می‌نویسد: علی علیه السلام ، مردی کامل، و قد او مایل به کوتاهی بود؛ رنگ پوست او سبزه سیر، با ریشی سفید و بلند، و چشمانی سیاه و درشت. زیبا صورت، گشاده رو، بسیار متبسم. با گردنی دراز چون اُریقی نقره ای، و شانه هایی پهن و استخوانهایی چون استخوانهای شیر، و بازو و ساعدی چنان به هم پیچیده که از یکدیگر پیدا نبودند. با پنجه هایی پهن و درشت. و شکمی مایل به چاقی امّا نه به افراط، و ساق پایی ضخیم و به هم پیچیده با انتهایی باریک. عضلات ساعد نیز به هم پیچیده و کلفت و انتهایش باریک. راه رفتنش تا حدی شبیه به راه رفتن پیغمبر(ص) بود. با حالت دو، قدم به عرصه کارزار می‌گذاشت و در آن حال به چیزی توجه نمی‌کرد. نیرو و قدرتش چنان بود که همه را به شگفتی وا می داشت.

بسیار دیده شد که سواری به به چالاکی، بی هیچ زحمت و دشواری، چون کودکی شیر خوار از روی زین بر می‌کند و بر زمین فرو می‌کوبد. و چه بسیار اتفاق افتاد که مچ دست دلاوری را می‌گرفت، گویی جانش را گرفته است؛ و قدرت نفس کشیدن از او سلب می‌گردید. معروف است که با هیچ جنگاوری، هر قدر هم که نیرومند و قوی و بزرگ بوده، در میدان نبرد به مبارزه بر نخاست، مگر آنکه او را به خاک هلاک افکند.

دری بزرگ و چندان سنگین را که پهلوانان، توانایی کندن و جا به جا نموده آن را نداشتند، با یک دست بر می‌گرفت و چون سپر عادی بر سر می‌کشید. سنگ بزرگ و عظیم را که اگر جمعی از نیرومندان برای برداشتنش همدست می شدند، آن را نمی توانستند بردارند، او تنها و با یک دست بر میداشت! در میدان نبرد، آنچنان نعره می کشید که قلب دلاوران و رزمندگان به یکباره فرو می ریخت! ترکیب و ساختمان بدنش طوری بود که تغییرات جوی بر آن اثری نمی گذاشتند، به همین دلیل، باکی نداشت که لباس زمستانی را در تابستان بپوشد، و پوشاک تابستانی را در زمستان در برکند!

در هیچ کتاب معتبر از اهل سنت و شیعه مطلبی در مورد نامناسب‌بودن چهره و اندام امیرالمؤمنین(ع) وجود ندارد، بلکه نقل‌های بسیاری در مورد زیبایی حضرتشان در این منابع مشاهده می‌شود:

ابن عبدالبر(م 463ق) در کتاب «الاستیعاب فی معرفة الاصحاب»: حضرت على(ع) قد متوسط و چشمانی سیاه داشت. خوش‌سیما بود و مانند ماه شب چهارده، از زیبایى می‌درخشید. شکمش، بزرگ و شانه‌هایش، پهن و درشت انگشت بود. اندامى لطیف داشت و گردنش از سپیدى، مانند تنگى از نقره بود. جلو سرش مو نداشت و محاسنش، انبوه بود. استخوان شانه استوارى، مانند استخوان شانه شیر درنده بود. بازو و بند دستش از پیچیدگى قابل تشخیص نبود. هنگام راه رفتن گام‌ها را کشیده برمی‌داشت. هرگاه بازوى کسى را می‌گرفت، چنان بود که جان او را گرفته تا آن‌جا که تاب نفس کشیدن را احساس نمی‌کرد. دست و بند دستش، فربه بود.

ابن اثیر جزری (م 630ق) در کتاب «اسد الغابة فی معرفة الصحابة»: ابو هریره از عبد الله بن‏ داوود از ابو الحجاج مدرک چنین روایت کرده است: در یکى از روزها دیدم که حضرت على(ع) به ایراد خطبه پرداخته است، در آن هنگام چهره‌اش از همه مردم، زیباتر بود.

یکى از افراد در ضمن ملاقاتى که با رسول خدا(ص) داشت، گفت: چگونه على(ع) می‌تواند «لواء الحمد» را به دوش بکشد؟ رسول خدا(ص) در پاسخ فرمود: «چگونه على(ع) تاب تحمل آن‌را نداشته باشد، حال آن‌که خصلت‌هاى چندى را در اختیار دارد: 1. شکیبائیش مانند شکیبائى من است. 2. چهره زیبایش مانند چهره زیباى یوسف(ع) است. 3. نیرویش مانند نیروى جبرئیل است».

از «ابن عباس» روایت شده است که؛ رسول خدا(ص) فرمود: «کسى که می‌خواهد به حلم حضرت ابراهیم(ع) و به حکم نوح(ع) و به زیبایى چهره یوسف(ع) پى ببرد، به على بن ابی‌طالب(ع) نظر نماید [که همه این ویژگی‌ها در او جمع شده است]».

درباره بخش دوم پرسش نیز باید گفت که امام علی(ع)، مصداقی از آیه «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» بود، امّا خشونت بی‌جا نداشت، بلکه در جای خود خشن و در جای خود مهربان بود، و مهربانی آن‌حضرت بر خشونتش می‌چربید.

ابو سعید خدرى نقل می‌کند: در یکى از روزها، گروهى در پیشگاه رسول اکرم(ص) از حضرت على(ع) شکایت کردند. پیامبر(ص) به دنبال شکوه آنان از جاى برخاست و خطابه‌اى ایراد فرمود و شنیدم خطاب به مردم اظهار می‌داشت: «اى مردم! از على(ع) شکوه نکنید، به خدا سوگند! على شیفته ذات خدا است و در راه خدا از خشونت و سرسختى زیادى برخوردار است و در این راه کمال پایمردى را دارد».

امام علی علیه السلام

علی بن ابی‌طالب(ع) مشهور به امام علی و امیرالمؤمنین (۱۳ رجب سال ۲۳ قبل از هجرت - ۲۱ رمضان سال ۴۰ق)، امام اول همهٔ مذاهب شیعه، صحابی، راوی، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت است. وی همچنین پسرعمو و داماد پیامبر اکرم(ص)، همسر حضرت فاطمه(س)، پدر و جدِّ یازده امام شیعه است. پدر او ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بودند. به گفته عالمان شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد و نخستین مردی بود که به پیامبراسلام(ص) ایمان آورد. از نظر شیعه، علی(ع) به فرمان خدا و تصریح پیامبر(ص)، جانشین بلافصل رسول خدا(ص) است.

فضائل زیادی برای امام علی(ع) برشمرده‌اند؛ پیامبر(ص) در یوم الدار او را به عنوان وصی و جانشین خود برگزید. او هنگامی که قریش قصد کشتن پیامبر(ص) را داشتند، در بستر پیامبر اسلام(ص) خوابید تا پیامبر(ص) بتواند مخفیانه به مدینه هجرت کند. پیامبر(ص) عقد اخوت خود را با وی بست. بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰ آیه از قرآن کریم، درباره فضایل وی است مانند آیه مباهله، آیه تطهیر، آیه ولایت و برخی دیگر از آیات که بر عصمت وی دلالت دارد.

علی(ع) در همه غزوات پیامبر اسلام(ص) به جز جنگ تبوک شرکت داشت. در غزوه تبوک پیامبر(ص) علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه گماشت. امام علی(ع) در غزوه بدر، تعداد زیادی از مشرکان را به هلاکت رساند، در غزوه احد از جان پیامبر(ص) محافظت کرد، در غزوه خندق با کشتن عمر بن عبدود جنگ را خاتمه داد و در غزوه خیبر، با کندن درِ بزرگ قلعه خیبر، جنگ را به سرانجام رساند.

پیامبر(ص) پس از انجام تنها حج خود، پس از نزول آیه تبلیغ، مردم را در منطقه غدیر خم جمع کرد؛ سپس خطبه غدیر را خواند و دست امام علی(ع) را بلند کرد و فرمود «هر که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آن‌که او را دوست دارد و دشمن او را دشمن بدار.» پس از آن، برخی صحابه مانند عمر بن خطاب به امام علی(ع) تبریک گفتند و او را با لقب امیرالمومنین خطاب کردند. بنابر نظر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شده است. به باور شیعیان، عبارت من کنت مولاه فعلیٌ مولاه که توسط پیامبر(ص) در روز غدیر گفته شد، به معنای تعیین جانشینی پیامبر(ص) است.

پس از درگذشت پیامبر(ص) گروهی در سقیفه، با ابوبکر به‌عنوان خلیفه بیعت کردند. رقابت‌های قبیلگی، کینه‌توزی و حسادت را علت مخالفت با دستور پیامبر(ص) برای جانشینی علی(ع) پس از پیامبر دانسته‌اند. به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظره‎ای صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به دلیل تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ص) محکوم کرد. طبق منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت یاران خلیفه برای گرفتن بیعت به خانه علی(ع) حمله کردند که طی آن فاطمه(س) آسیب دید و فرزندش سقط شد. پس از مدت کوتاهی فاطمه(س) به شهادت رسید. علی(ع) به مناسبت‌های مختلف و در سخنان متعددی به ماجرای سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام(ص) یادآوری کرده است که خطبه شقشقیه از معروف‌ترین آنها است.

امام علی(ع) در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه تقریباً از امور سیاسی و حکومتی به دور بود و تنها به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع‌آوری قرآنی که به مصحف امام علی(ع) مشهور شد و حفر قنات. همچنین خلفا با وی در خصوص مسائل مختلف حکومتی نظیر قضاوت مشورت می‌کردند.

امام علی(ع) پس از خلیفه سوم، به اصرار مسلمانان خلافت و حکومت را پذیرفت. او در دوران حکومتش اهمیت ویژه‌ای برای عدالت قائل بود و در برابر روش خلفا که بیت‌المال را بر اساس سوابق افراد تقسیم می‌کردند، ایستاد. وی دستور داد که عرب و عجم و هر مسلمانی از هر تیره و تبار که باشد، در سهم بیت‌المال یکسان‌اند و تمام زمین‌هایی که عثمان به افراد مختلف واگذار کرده بود، به بیت‌المال بازگرداند. در دوره کوتاه حکومت امام علی(ع) سه جنگ سنگین داخلی جمل، صفین و نهروان درگرفت.

امام علی(ع) سرانجام در محراب مسجد کوفه در حال نماز به دست یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی به شهادت رسید و مخفیانه در نجف به خاک سپرده شد. حرم ایشان از مکان‌های مقدس در فرهنگ شیعه بوده و زیارت آن مورد توجه است.

سررشته بسیاری از علوم مسلمانان، از جمله نحو عربی، کلام، فقه و تفسیر به امام علی(ع) نسبت داده‌شده و فرقه‌های گوناگون تصوّف، سلسله سند خود را به او می‌رسانند. علی بن ابی طالب همواره از سوی شیعیان، جایگاه و منزلت ویژه‌ای داشته و پس از پیامبر(ص)، بهترین، باتقواترین و عالم‌ترینِ انسان‌ها و جانشین برحق حضرت محمد(ص) بوده است. بر این اساس گروهی از صحابه از زمان حیات پیامبر اسلام(ص)، پیرو و دوست‌دار علی(ع) یعنی شیعه دانسته‌ می‌شده‌اند. کتاب معروف نهج البلاغه منتخبی از سخنان و نامه‌های امام علی(ع) است. مکتوباتی نیز به ایشان نسبت داده شده که با املای رسول خدا(ص) و خط ایشان بوده است. آثار مکتوب بسیاری به زبان‌های مختلف درباره وی نوشته شده است.

علی بن ابی‌طالب همواره از سوی شیعیان، جایگاه و منزلت ویژه‌ای داشته و پس از پیامبر(ص)، بهترین، باتقواترین و عالم‌ترینِ انسان‌ها و جانشین برحق حضرت محمد(ص) بوده است. بر این اساس برخی از صحابه از همان زمان حیات پیامبر اسلام(ص)، پیروان علی(ع) و دوستداران وی یعنی شیعه دانسته‌ می‌شده‌اند.[۱] شیعیان کسانی هستند که امام علی(ع) را جانشین بلافصل پیامبر(ص) از سوی خدا می‌دانند؛[۲] در برابر اهل‌ سنت، جانشینی پیامبر را حاصل انتخاب مردم می‌دانند.[۳]

هاینس هالم، اسلام‌شناس آلمانی، گفته است: به باور شیعیان، به خلافت رسیدن امام علی(ع) در ۱۹ ذی‌الحجه سال ۳۵ قمری، اجرای دیرهنگام قراری بود که طبق آن، پیامبر(ص) در چند موقعیت و به‌خصوص در غدیر خم، او را به عنوان جانشین خود و امام امت اسلامی برگزیده بود. به اعتقاد شیعه، عبارت من کنت مولاه فعلیٌ مولاه که توسط پیامبر در روز غدیر گفته شد، تعیین جانشینی پیامبر(ص) است؛ چرا که حاضران در غدیرخم به علی بن ابی‌طالب(ع) تبریک گفتند و او را با لقب امیرالمومنین خطاب کردند.[۴] بر اساس این عقیده، علی(ع) تنها خلیفه برحق است و عنوان «امیرالمؤمنین» تنها شایسته اوست و حکومت کوتاه‌مدت وی تنها حکومت مشروعی است که امت اسلامی از زمان رحلت پیامبر(ص) تجربه کرده است.[۵]

امام علی(ع) در منابع مختلف، مردی میانه‌بالا، با چشمانی سیاه و گشاده، ابروهایی کشیده و پیوسته و صورتی زیبا دانسته شده، چهره‌ای گندمگون و ریشی انبوه داشته و شانه‌هایش پهن بوده است.[۱۶] بنابر برخی منابع، پیامبر اکرم(ص) او را با لقب «بطین» خوانده و بر همین اساس، عده‌ای او را چاق دانسته‌اند. با این حال، برخی محققان بر این باورند که مقصود پیامبر از «بطین»، «البطین من العلم» (فربه از دانش) بوده است.[۱۷] ستوده‌شدن امام علی(ع) با صفت «بطین» در برخی زیارتنامه‌ها نیز دلیلی بر این دانسته شده که مقصود پیامبر، صفت چاق نبوده است.[۱۸]

درباره قدرت بدنی علی بن ابی‌طالب، گفته شده که او با هیچ‌کسی مبارزه نکرد، مگر اینکه او را زمین زد.[۱۹] ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه تصریح کرده، توانایی جسمی علی بن ابی‌طالب، ضرب المثل بوده؛ او بود که درِ قلعه خیبر را کَند، در حالی که جمعی تلاش کردند آن را برگردانند ولی نتوانستند، او بود که بت هبل را -که بت بزرگی بود- از بالای کعبه به زمین انداخت و او بود که سنگ بزرگی را در روزهای خلافتش با دست خویش از جا کند و از زیر آن آب جوشید، در حالی که لشکریان همگی از این کار ناتوان بودند.[۲۰]