حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

امام زمان (عج)

در منابع روایی اهل سنت، احادیث متعددی درباره مهدی و منجی آخرالزمان آمده است[۲۲۷] که برخی محدثان اهل سنت مانند آبری شافعی، عبدالحق دهلوی، سفارینی، و شوکانی به متواتر بودن آنها تصریح کرده‌اند.[۲۲۸] اهل سنت بر پایه این روایات به وجود «مهدی» باور دارند.[۲۲۹] مهم‌ترین عقاید مشترک میان شیعه و اهل سنت در موضوع مهدی عبارتند از اینکه وی از نسل پیامبر اکرم(ص) و همنام با ایشان و با لقب «مهدی» است، قیامی حتمی در آخرالزمان خواهد داشت که بر همه ظالمین پیروز شده و عدل و داد را در سراسر جهان برقرار می‌کند و به همراه او عیسی(ع) به زمین باز می‌گردد.[۲۳۰]

برخی از علمای اهل سنت، مهدی موعود در اسلام را همان امام دوازدهم شیعیان دانسته‌اند. سبط بن جوزی، از علمای قرن هفتم قمری، در کتاب تذکرة الخواص پس از معرفی فرزند امام حسن عسکری(ع) گفته است: «و هو الخلف الحجة صاحب الزمان القائم و المنتظَر؛ او همان صاحب الزمان و قائم است که [مسلمانان] در انتظار آمدنش هستند».[۲۳۱] ابن طلحه شافعی، از علمای قرن هفتم قمری، نیز در کتاب مطالب السؤول، مهدی منتظر را همان فرزند امام حسن عسکری(ع) دانسته و روایات ظهور او در آخرالزمان را نقل کرده است.[۲۳۲]

در عین حال دیدگاه بسیاری از اهل سنت در این زمینه اختلافاتی با دیدگاه شیعه دارد: از جمله از دیدگاه اهل سنت نام پدر مهدی هم‌نام پدر پیامبر(ص) یعنی عبدالله است؛ در حالی که شیعه وی را فرزند امام عسکری(ع) می‌داند. همچنین در دیدگاه مشهور اهل سنت، مهدی در آخرالزمان به دنیا خواهد آمد. گروهی از اهل سنت نیز مهدی را از نسل امام حسن(ع) می‌دانند؛ در حالی که بر اساس اعتقاد شیعه او از نسل امام حسین(ع) است.[۲۳۳]

تعدادی از اهل سنت همچون ابن خلدون در کتاب تاریخ خود[۲۳۴] و رشید رضا در تفسیر المنار[۲۳۵] اصل باور به «مهدی» و روایات مربوط به آن را ضعیف دانسته‌اند.

امام زمان (عج)

با وجود روشنگری اصحاب امام عسکری، جامعه شیعه عملا در وضعیت نابسامان قرار گرفته بود و بسیاری از شیعیان عراق و بین‌النهرین، با پیشامد وضع جدید، سردرگم شده بودند.[۱۳۷] برای نمونه، شیعیان پس از شهادت امام عسکری فردی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند او تحقیق کند، چرا که شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری، توسط پدرش به مدینه فرستاده شده است.[۱۳۸] همچنین نقل شده است که احمد بن سهل بلخی، از دانشمندان دوره غیبت صغری، در جستجوی امام خود، از خراسان به عراق رفت و چند سالی در آنجا در جستجوی امام بود.[۱۳۹]

در خانه امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود. حُدیث مادر امام عسکری و حکیمه عمه امام، از امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، ولی تنها خواهر امام عسکری، که شاید خواهر تنی جعفر بود، از جعفر پشتیبانی می‌کرد.[۱۴۰]

شیعیانی که در مقامات عالی دولتی و متصدی مشاغل مهم بودند نیز در این ماجرا دو دسته شده بودند. برای نمونه خاندان نوبخت از وجود و امامت فرزند امام عسکری(ع) پشتیبانی می‌کردند و عثمان بن سعید و پسرش را در مقام نیابت امام زمان به رسمیت می‌شناختند.[۱۴۱]

انشعابات در جامعه شیعه بحران رهبری در این دوره چنان سنگین بود که حتی عده‌ای از شیعیان امامی، از مذهب خود دست برداشته و به سایر فرقه‌های شیعی و غیرشیعی پیوستند؛[۱۴۲] دسته‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و او را مهدی دانستند و گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند.،[۱۴۳]

در این میان گروهی بزرگ، جعفر را امام دانستند.[۱۴۴] جعفر برای به‌دست آوردن امامت تلاش زیادی کرد. وی پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)، به‌رغم زنده بودن مادر امام، مدعی میراث وی شد.[۱۴۵] وی همچنین زمامداران وقت را تحریک کرد که خانه امام را برای یافتن فرزند او جستجو کنند و با همکاری جعفر، یکی از کنیزان امام حسن عسکری(ع) زندانی شد و به شدت تحت نظر قرار گرفت‌.[۱۴۶] به‌علاوه‌، جعفر حاضر شد سالانه بیست هزار دینار به یکی از کارگزاران عباسی رشوه دهد تا امامت او را تأیید نماید.[۱۴۷]

علیرغم این اختلافات، نهایتاً اکثریت شیعه به امامت فرزند امام حسن عسکری(ع) گرویدند و همین جریان بعدها رهبری اصلی شیعیان امامی را بر عهده گرفت و در قرن چهارم به صورت شیعه اثنی عشری باقی ماند.[۱۴۸] شیخ مفید پس از نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) به وجود آمدند، می‌گوید:

از این فرقه‌هایی که از آنها یاد کردیم، در زمان ما؛ یعنی در سال ۳۷۳ق هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده است؛ یعنی کسانی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به نام رسول خدا(ص) نامیده می‌شود، پذیرفته و به حیات و بقای او تا روزی که با شمشیر قیام کند، یقین دارند

امام زمان (عج)

در کتاب‌های حدیثی شیعه و اهل سنت، درباره ویژگی‌های اخلاقی و اوصاف ظاهری امام مهدی(عج) مطالبی آمده است.

در برخی نقل‌ها پیامبر اسلام(ص)، امام مهدی (عج) را از نظر خصوصیات جسمی، شبیه‌ترین فرد به خود توصیف کرده است.[۱۰۶] امام حسن عسکری(ع) نیز چهره و اخلاق او را شبیه‌ترین به پیامبر دانسته است.[۱۰۷] از امام علی(ع)نقل است: هنگامی که مهدی (عج) قیام می‌کند، سن او بین سی تا چهل سال خواهد بود.[۱۰۸]

امام صادق(ع) او را در چهره جوانی کامل و معتدل توصیف می‌کند.[۱۰۹] علامه مجلسی در توضیح این روایت می‌نویسد: مراد از معتدل بودن این است که در سنین متوسط و یا آخر سنین جوانی است.

در کتاب مکیال المکارم، جمال و زیبایی امام مهدی (عج)، یکی از ویژگی‌های او بیان شده و تأکید شده که مثل ماه می‌درخشد.[۱۱۰] در نقل‌های مختلف جزییات صورت امام مهدی (عج) ذکر شده است. در روایتی پیامبر می‌فرماید: «مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد.»[۱۱۱] در روایتی دیگر پیامبر، امام مهدی را دارای رنگ چهره‌ای عربی و اندامی اسرائیلی[یادداشت ۷] توصیف می‌کند که بر گونه راست او خالی است که همانند ستاره درخشان است.[۱۱۲]

امام باقر(ع) از پدر و جدش روایت می‌کند که روزی امام علی(ع) در حالی که بالای منبر بود، فرمود: «از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور می‌کند که رنگ صورتش سفید متمایل به سرخی و سینه‌اش فراخ... و شانه‌هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر(ص).»[۱۱۳]

بر اساس روایاتی، امام مهدی(عج) از نظر اخلاقی شبیه‌ترین فرد به پیامبر اسلام(ص) دانسته شده است و با توجه به خصوصیاتی که برای پیامبر در آیات و روایات ذکر شده، می‌توان خصوصیات اخلاقی و دینی امام مهدی را با آن توصیف کرد.[نیازمند منبع] ولی دسته‌ای دیگر از روایات به طور مستقل به بیان ویژگی‌های اخلاقی امام مهدی پرداخته است، برای نمونه از امام رضا(ع) نقل شده است: «او (مهدی) به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادران‌شان برای آنها دل‌سوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا، متواضع‌‌تر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان می‌‌دهد، سختکوش‌تر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی می‌‌کند، خوددارتر است.»[۱۱۴] همچنین امام رضا(ع) وی را داناترین و حکیم‌ترین، پرهیزگارترین، بردبارترین، سخی‌ترین و عابدترین آنان توصیف می‌کند که فرشتگان با او سخن می‌گویند.[۱۱۵]

امام حسین (ع) درباره وی می‌گوید: «مهدی را از روی آرامش و وقاری که دارد و همچنین دانش او به حلال و حرام و نیازمندی مردم به او و بی‌نیازی او از مردم می‌شناسید».[۱۱۶]

امام صادق(ع) وی را فردی در نهایت زهد معرفی کرده که پوشاک او سخت و خشن و خوراکش نان جو است.[۱۱۷]وی بر کارگزاران دولت خود سخت‌گیر، و با مردم بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.[۱۱۸]

امام باقر(ع) وی را فردی معرفی می‌کند که به کتاب خدا عمل کرده و هیچ منکری را نمی‌بیند مگر آن که با آن مخالفت می‌‌کند.[۱۱۹]

امام زمان (عج)

امام زمان در سال ۲۵۵ق به دنیا آمد[۶۱] و به اعتقاد شیعیان، زنده است تا زمانی که همراه عیسی(ع) ظهور کند.[۶۲] حدود دوازده قرن از آن تاریخ می‌گذرد. علمای شیعه درباره چگونگی این عمر طولانی، پاسخ‌های گوناگونی ارائه داده و «امکان تداوم حیات انسان» را از جهت علمی و عملی بررسی کرده‌اند.[۶۳]

پاسخ‌های تجربی
زیست شناسان، عمر زیاد را برای انسان ممکن می‌دانند. لطف‌الله صافی گلپایگانی سخنان فراوانی از دانشمندان غربی نقل می‌کند که ادعا کرده‌اند از نظر زیست‌شناسی، انسان می‌تواند تا ۸۰۰ یا ۱۰۰۰ سال عمر کند.[۶۴]

پاسخ‌های عقلی و کلامی

امام زمان (عج)

حکیمه دختر امام جواد (ع) و دو تن از کنیزان امام حسن عسکری به نام‌های ماریه و نسیم از شاهدان ولادت او محسوب می‌شوند. شیخ طوسی و شیخ صدوق آورده‌اند: «نسیم و ماریه گویند: چون صاحب الزمان از رحم مادر به دنیا آمد، دو زانو بر زمین نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند کرد. آنگاه عطسه کرد و فرمود: "الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله". ستمکاران پنداشته‌اند که حجت خدا از میان رفته است. اگر برای ما اذن در کلام بود، شک زایل می‌گردید