حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

شاهرخ میرزا

شاهرخ میرزا (۸۰۷ – ۸۵۰ ه‍. ق/۱۴۰۵–۱۴۴۷ م)

شاهرخ میرزا هنرپرور و ادب‌دوست بود و به علم و هنر بسیار علاقه داشت. شورش‌های جدایی طلبانه را فرونشاند و بر آبادانی خراسان زمین همت گمارد. او پایتخت خود را از سمرقند به شهر هرات منتقل کرد و آن شهر را مرکز هنرمندان و دانشمندان ساخت. سبک هنری یا مکتب هرات تحت حمایت او و پسرش بایسنقر شکل گرفت.

همسر او گوهرشاد آغا نیز بناها، مساجد و مدارس بسیاری بنا کرد که مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد گوهرشاد هرات از آن جمله است.

 سرانجام شاهرخ با غلبه بر رقبا به عنوان جانشین پدر حکومت را در دست گرفت. او برخلاف پدرش مردی آرامش طلب بود و به عمران و آبادانی علاقه بسیار داشت. این وضع در زمان جانشینان او نیز کم و بیش ادامه یافت


به این ترتیب نامی نیک از خود به یادگار گذاشت. شاهرخ هم در عالم سیاست و هم مردم داری و هنر بسیار خوش درخشید

شاهرخ میرزا در سال ۸۳۰ ه‍.ق به وسیلهٔ احمد لر در مسجد جامع هرات به وسیلهٔ کارد مورد سوء قصد قرار گرفت ولی از مرگ نجات یافت 


Shahruch reconstruction.jpg

شاهرخ میرزا ۴۳ سال سلطنت کرد و ۷۳ سال عمر نمود و در تاریخ ۸۵۰ ه‍.ق در شهرری درگذشت، در زمان سلطنتش برای بازسازی خرابی‌ها که پدرش کرده بود کوشش کرد. دیوارهای هرات و مرو را ساخت به آبادی شهرها همت گماشت. پادشاهی بود نیکوکار و اصحاب علم و دانش را گرامی می‌داشت و ارباب صنعت را طرف توجه قرار می‌داد و در زمان وی علم و صنعت رواج یافت


شاهرخ توانست از سرزمین‌های از هم گسیخته، قلمرو تقریباً یکپارچه‌ای فراهم سازد و با همسایگان و رقیبانش روابط دوستانه‌ای برقرار کند.

شاهرخ در اواخر عمر با شورشِ نوه‌اش سلطان محمد، پسر بایسنقر و حاکم ری، مواجه شد و با وجود بیماری، به تشویق همسرش گوهرشادآغا بیگم، در ۸۵۰ ه‍.ق به آنجا لشکر کشید. سلطان محمد گریخت و شاهرخ پس از ۴۳ سال سلطنت، در ری درگذشت.[۴۱][۴۲][۴۳] شورش سلطان محمد و مرگ شاهرخ، موجب زوال سریع این خاندان شد.


گوهرشاد بیگم

گوهرشاد بیگم (۷۸۰ - ۹ رمضان ۸۶۱ ه‍.ق) معروف به گوهرشاد آغا و مهدعلیا، از زنان اشرافی خراسان و از سیاستمداران دوره تیموریان است. او زنی بسیار قدرتمند، نیکوکار، ثروتمند، ادب دوست، هنرپرور و خردمند بود.

از آثار و بناهای خیریه‌ای که توسط گوهرشاد خاتون بنا شد، مسجد جامع، مدرسه و خانقاه شهر هرات افغانستان و مسجد جامع مشهد در ایران بیش از همه اهمیت دارند که در هر دو شهر به نام آن بانوی نیکنام به «مسجد گوهرشاد» موسوم و مشهور می‌باشند و از شاهکارهای هنر معماری و کاشی کاری قرن نهم هجری به‌شمار می‌روند. همچنین او آثار ارزنده‌ای در حرم امام رضا و اطراف آن پدیدآورد، از جمله دو رواق «دارالحفاظ» و «دارالسیاده» را بنا کرد. معمار این دو رواق و دو مسجد در هرات و مشهد، قوام‌الدین شیرازی بود.

گوهرشاد با کشمکش‌ها و نزاع‌های فراوان، نوه مورد علاقه خود را به تاج و تخت نشاند و برای ده سال عملاً فرمانروای امپراتوری بزرگی بود که از دجله تا مرزهای چین امتداد داشت.

این زن نیکوکار پس از سن ۸۰ سالگی در نهم رمضان سال ۸۶۱ ه‍. ق/۱۹ ژوئیه ۱۴۵۷ م در جریان قیام میرزا ابوالقاسم بابر در دوره سلطنت سلطان ابوسعید، به دسیسهٔ جمعی از امرا و مشاوران سلطان ابوسعید به دستور آن پادشاه در شهر هرات کشته شد

وقتی گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید

آن‌گاه که نشانه‌های پسر انسان در آسمان پدیدار شد پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید؛ اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس حتی ملائکه آسمان اطلاع ندارند، جز خداوند و بس؛ شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید»

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ در را برای او باز کنند. خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.

 در بند های مختلف اناجیل مانند انجیل متی باب ۲۴ آیه ۲۷ و باب ۳۶ آیه ۳۷ و همچنین انجیل لوقا باب ۱۸ باب ۱۸ و ... به آمدن پسر انسان اشاره شده و او را قاضی، داور، عدل گستر و ... معرفی کرده اند.

إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ».[1] خداوند متعال چنین فرموده است: یعنی «آن گاه که آسمان بشکافد. آن‌گاه که ستارگان فرو ریزند. آن‌گاه که دریا‌ها روان گردند. آن‌گاه که قبر‌ها زیر و زبر شوند».
هنگامی که حوادث قیامت از تکویر شمس، و خاموش شدن ستاره‌ها، و شکافتن آسمان و انفجار دریا و غیره ایجاد شود، نظم حیاتی کرة زمین به هم می‌خورد. زیرا در علوم طبیعی ثابت شده، نظامی که در منظومه شمسی وجود دارد، در اثر حرکت‌های زمین و اعتدال با تابیدن خورشید، ایجاد جوّ گرما و سرمای کرة زمین و کوه و دریا، حرکت هوا و باد، ایجاد می‌شود، و امکان تنفّس ایجاد می‌شود ولی هنگامی که چنین نظامی وجود ندارد، امکان تنفس هم نیست

سورة قارعه: «حادثة درهم کوبنده، چه حادثة کوبنده‌ای؟ چه دانی حادثة کوبنده چیست؟ روزی که مردم پروانه‌وار پراکنده شوند، و کوه‌ها (از هیبت آن) به صورت پشم زده شده در آید، آنکه کفة عملش سنگین باشد، زندگی پسندیده‌ای خواهد داشت . . .».[7] در‌ هر حال شواهد روانی و گفتاری از شواهد علماء در این زمینه وجود دارد. و در مقابل عقیده‌های دیگری هم است که این حادثة آسمانی مقداری قبل از نفخ صور اول و مقداری بعد از نفخ صور دوم می باشد. 

در سایر انجیل‌ها نیز علاوه بر اینها به ظهور فردی منجی در آخرالزمان به نام  «پسر انسان» پس از دورانی از محنت‌ها و شداید بشارت داده شده است. این عبارت تقریباً بیشترین مفهوم از مفاهیم انجیل را به خود اختصاص داده به گونه‌ای که در مجموعِ اناجیل چهارگانه، 104 بار به وجود مقدسی به نام «پسر انسان» اشاره شده است. مطابق نوشته مستر هاکس آمریکایی در کتاب " قاموس کتاب مقدس" این واژه 80 بار در انجیل آمده است که تنها 30 مورد آن به حضرت عیسی(ع) قابل تطبیق است. (هاکس/ 1377: ص 219) اما 50 مورد دیگر آن از یک منجی سخن می‌گوید که در پایان روزگار یعنی آخرالزمان ظهور خواهد کرد و عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد و او را جلال و عظمت خواهد داد

«و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین، تنگى و حیرت از براى اُمّت‌ها روى خواهد کرد، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دل‌هاى مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعى که بر ربع مسکون ظاهر مى‌شود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر، ابرى سوار شده با قوّت و جلال عظیم مى‌آید.» (همان ، باب 21)

6ـ «و به او قدرت بخشیده است که داورى هم بکند; زیرا که پسر انسان است. و از این تعجّب نکنید، زیرا ساعتى مى‌آید که در آن جمیع کسانى که در قبورند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر که اعمال نیکو کرد براى قیامت حیات، و هر که اعمال بد کرد به جهت قیامت داورى.» (انجیل یوحنا ، باب 5، ص 152)

قرآن کریم

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ ﴿١﴾ 

وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوّٰامَةِ ﴿٢﴾ 

أَ یَحْسَبُ اَلْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ ﴿٣﴾ 

بَلىٰ قٰادِرِینَ عَلىٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ ﴿۴﴾ 

بَلْ یُرِیدُ اَلْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ ﴿۵﴾ 

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ اَلْقِیٰامَةِ ﴿۶﴾ 

فَإِذٰا بَرِقَ اَلْبَصَرُ ﴿٧﴾ 

وَ خَسَفَ اَلْقَمَرُ ﴿٨﴾ 

وَ جُمِعَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ ﴿٩﴾ 

یَقُولُ اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ اَلْمَفَرُّ ﴿١٠﴾ 

کَلاّٰ لاٰ وَزَرَ ﴿١١﴾ 

إِلىٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ اَلْمُسْتَقَرُّ ﴿١٢﴾ 

یُنَبَّؤُا اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ بِمٰا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ ﴿١٣﴾ 

بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ ﴿١۴﴾ 

وَ لَوْ أَلْقىٰ مَعٰاذِیرَهُ ﴿١۵﴾ 

لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿١۶﴾ 

إِنَّ عَلَیْنٰا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ﴿١٧﴾ 

فَإِذٰا قَرَأْنٰاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ 

ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا بَیٰانَهُ ﴿١٩﴾

به نام خداوند رحمتگر مهربان

نه! سوگند به روز رستاخیز، (١) 

و[باز] نه! سوگند به و جدان سرزنشگر! (٢) 

آیا انسان می پندارد که هرگز ریزه استخوان هایش را گرد نخواهیم آورد؟! (٣) 

آری [بلکه ] تواناییم که [خطوط]سر انگشتانش را[یکا یک ]درست [و بازسازی ]کنیم. (۴) 

ولی نه، انسان می خواهد که در پیشگاه او فسادکاری کند.(۵) 

می پرسد: «روز رستاخیز چه وقت است؟» (۶) 

پس آن گاه که دیده خیره گردد، (٧) 

و ماه در خسوف افتد، (٨) 

و آفتاب و ماه به هم گرد آیند، (٩) 

آن روز انسان می گوید: «[راه ] گریز کجاست؟» (١٠) 

حاشا؟ پناهگاهی نیست! (١١) 

آن روز، قرارگاه [نهایی ] به سوی پروردگار توست! (١٢) 

آن روز است که انسان را از آنچه از دیرباز یا پس از آن انجام داده آگاهی دهند. (١٣) 

بلکه انسان خود بر نفس خویشتن بیناست، (١۴) 

هر چند دست به عذرتراشی زند. (١۵) 

زبانت را[در هنگام وحی ] زود بحرکت درنیاور تا در خواندن [قرآن ] شتابزدگی بخرج دهی. (١۶) 

در حقیقت گردآوردن و خواندن آن بر[عهده ] ماست. (١٧) 

پس چون آن را برخواندیم [همان گونه ] خواندن آن را دنبال کن. (١٨) 

سپس توضیح آن [نیز] بر عهده ماست! (١٩)

میکاه ۱



کلام خداوند که بر میکاه مورشتی در ایام یوتام و آحاز و حزقیا، پادشاهان یهودانازل شد و آن را درباره سامره و اورشلیم دید.
۲
‌ای جمیع قوم‌ها بشنوید و‌ای زمین و هر‌چه در آن است گوش بدهید، و خداوند یهوه یعنی خداوند از هیکل قدسش بر شما شاهد باشد.
۳
زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون می‌آید ونزول نموده، بر مکان های بلند زمین می‌خرامد.
۴
و کوهها زیر او گداخته می‌شود و وادیها منشق می‌گردد، مثل موم پیش آتش و مثل آب که به نشیب ریخته شود.
۵
این همه به‌سبب عصیان یعقوب و گناه خاندان اسرائیل است. عصیان یعقوب چیست؟ آیا سامره نیست؟ و مکان های بلند یهودا چیست؟ آیا اورشلیم نمی باشد؟
۶
پس سامره را به توده سنگ صحرا و مکان غرس نمودن موها مبدل خواهم ساخت و سنگهایش رابه دره ریخته، بنیادش را منکشف خواهم نمود.
۷
و همه بتهای تراشیده شده آن خرد و همه مزدهایش به آتش سوخته خواهد شد و همه تماثیلش را خراب خواهم کرد زیرا که از مزدفاحشه آنها را جمع کرد و به مزد فاحشه خواهدبرگشت.
۸
به این سبب ماتم گرفته، ولوله خواهم نمود و برهنه و عریان راه خواهم رفت و مثل شغالها ماتم خواهم گرفت و مانند شتر مرغها نوحه گری خواهم نمود.
۹
زیرا که جراحت های وی علاج پذیر نیست چونکه به یهودا رسیده و به دروازه های قوم من یعنی به اورشلیم داخل گردیده است.
۱۰
در جت خبر مرسانید و هرگز گریه منمایید. در خانه عفره، در غبار خویشتن راغلطانیدم.
۱۱
‌ای ساکنه شافیر عریان و خجل شده، بگذر. ساکنه صانان بیرون نمی آید. ماتم بیت ایصل مکانش را از شما می‌گیرد.
۱۲
زیرا که ساکنه ماروت به جهت نیکویی درد زه می‌کشد، چونکه بلا از جانب خداوند به دروازه اورشلیم فرود آمده است.
۱۳
‌ای ساکنه لاکیش اسب تندرورا به ارابه ببند. او ابتدای گناه دختر صهیون بود، چونکه عصیان اسرائیل در تو یافت شده است.
۱۴
بنابراین طلاق نامه‌ای به مورشت جت خواهی داد. خانه های اکذیب، چشمه فریبنده برای پادشاهان اسرائیل خواهد بود.
۱۵
‌ای ساکنه مریشه بار دیگر مالکی بر تو خواهم آورد. جلال اسرائیل تا به عدلام خواهد آمد.خویشتن را برای فرزندان نازنین خود گر ساز وموی خود را بتراش. گری سر خود را مثل کرکس زیاد کن زیرا که ایشان از نزد تو به اسیری رفته‌اند.
۱۶
خویشتن را برای فرزندان نازنین خود گر ساز وموی خود را بتراش. گری سر خود را مثل کرکس زیاد کن زیرا که ایشان از نزد تو به اسیری رفته‌اند.