حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

بازی سرنوشت


/بازی سرنوشت/

بگذار سرنوشت بازی بدهد
با ما سر ناسزا گداری بدهد
این خط بلند پیشانی من غم بسته
با حرف تو از دل من خسته
بگذار پرنده ها پرواز بکنند
شاید زمستان قصه برگشته
حسام الدین شفیعیان

تکاندن از خود به حروفو کلماتی دیگر


خط خط دلت دل تکانی بتکان

از بهر دلت دل تکانی بتکان

از واژه تکان چند حروف دیگر

با نقطه تو هم نقطه خوانی بتکان

گر نکته بدانی نکته دانی بتکان

بر شعر کمی شور فشانی بدوان

چون دانسته زحرفو حروفی دیگر

از ف تو فعلی دگرو فعل تکانی بتکان

حسام الدین شفیعیان

/شب همه شب با کلمات//چند خط گذشتن از عابر هایی رهگذر/


/شب همه شب با کلمات/

=====================
باز هوا غروب دیگر دارد
با ماه بگو مگوی دیگر دارد
باز دریا چو موج گفتن دارد
ساحل کمی دلتنگی ممتد دارد
آخر حرف کمی قصه شنفتن دارد
از دلتنگی تو موج طلاطم گرفت باز قصه شب دلتنگی گفتن دارد
با شعر نگفتم که شاعر غم مردن دارد
خیر لیکن همی شعر که خفتن دارد
باز طلوع درد نگفتن دارد
با دلی سنگ نشد قصه ی فردا بنویسم از تو ،شاید این حرف کمی از تو شنفتن دارد
ماضی بعید ندانم که بعد از آن هم فعل کمی اشکو کمی قافیه دل تنگ دارد
حسام الدین شفیعیان
/چند خط گذشتن از عابر هایی رهگذر/
تمام زندگیش در دید چند گذشتن بود
تمام آرزوهایش روی شرط بستن بود
شرطی از پیاده شدن رهگذران شده بود شکو مردد از خریدن ها شده بود
زیر خط فقر آواز نبودن از رویاهایی خاک گرفته
تمام فریاد شنیدن از ماتمی ز آه گرفته
بلند پرواز نکن پرنده ی غریب شهر من
زیر قلم من انگار پرندگان سیاه شده بودند
در گذر از رفتن از سفیدی کاغذ
آسمان بلند تر از پروازشان بود
خواب گرفته بود شهر را از رسیدن
میان آرزوهایی که میرفتن بر تاریخ دلتنگی
فاصله ای از او
میان چند خط عابر پیاده
برایشان ساز غمگین میزد
یکی انگار بلند زیر آواز میزد
کوتاه بود شنیدن از او اما
شعر من تب غم او را داد میزد
حسام الدین شفیعیان

چراغ قرمز زمین-گلهای بهاری


من میل بافتنیه قلم قلب تو ام

جایی در سنگ نوشته ی درد تو ام
میان شب بو گاهی میان رود فکر تو ام
باور دلتنگی تو نه اصلا بند بند موی تو ام
چای شیرین تو ام
شمع بالین تو ام
ساعت خواب تو ام
تشنه ی دیدار تو ام
ماه تب دار تو ام
غنچه ی گلزار تو ام
فصل رویش گلهای تو ام
آخر شاه بیت غزلهای تو ام
حسام الدین شفیعیان
چراغ قرمز زمین-گلهای بهاری
========================
چراغ قرمز زمین یعنی جایی برای آدمها

چند بلوک خالی برای مردن ها

اینجا ستاره مرگ خاموشی گرفته است

قصه ی عشق نرسیده از اشتباه نافرجام

میان چند چهارراه زندگی

ایست،خطای ارور در فکر آدمهاست

===========================

مثال گلهای بهاری زیبایی

همچون بنفشه سنبلو گلهای آفتابگردان

مزرعه دلت بهاری ترین فصل شکفتن زیبائیست

قلبی که دریا شود آری زیباست

میان ابرها ی دلتنگی

آسمان جایی برای رسیدن به خوبیهاست

فصل شکفتن مهربانی باران چه زیباست

رنگین کمان تو گستره ای از دلهاست

جایی در شکوفه زدن در قلب خوبیهاست

عشق مهربانی زیبایی لبخندی برای دیدن زیبائیهاست

===============================
حسام الدین شفیعیان

/سرنوشت مسیر/


سرنوشت مسیر برایت چه گویم باز

غم انگیز ترین سروده گویم باز

غمبارترین قصیده هایم استخوان شکن

کمی مرحم زمین تلخ مبار بر پیکر نحیف من

من تاریخ غمهای زمینم برایم کمی ساز دلتنگی بزن

حسام الدین شفیعیان