



در این ایام عید میلاد، فرصت خوبی است که کمی دربارۀ آمدن مسیح به این جهان تفکر کنیم. وقتی بهیاد میآوریم که مسیح از ازل وجود داشته، و همه چیز بهوسیلۀ او هستی یافته، این سؤال پیش میآید که آیا واقعاً لازم بود که پسر خدا جلال آسمان را ترک کند، لباس بشری بپوشد و بهصورت یک انسان ظاهر شود؟
یوحنای رسول به این سؤال جواب میدهد. او در اولین رسالۀ خود پنج دلیل میآورد تا نشان دهد که چرا مسیح بهصورت انسان ظاهر شد. البته قبل از هر چیز، در این رساله مشاهده میکنیم که یوحنا میخواهد روی این موضوع تأکید نماید که مسیح واقعاً بهصورت جسم ظاهر شد. در آن زمان اشخاصی بودند که این حقیقت را رد میکردند و میگفتند که مسیح فقط با روح آشکار شد و نه با جسم. بنابراین، یوحنا در فصل چهارم، آیات ۱ تا ۳ به این موضوع اشاره میکند. نباید فراموش کنیم که مسیحیت مبتنی بر حقایق تاریخی است و اگر کسی میتوانست خلاف این را ثابت کند، مسیحیت از بین میرفت. به همین دلیل، همۀ رسولان به این موضوع بسیار اهمیت میدهند.
برای نمونه پطرس مینویسد: «وقتی ما دربارۀ قدرت خداوند ما عیسی مسیح و آمدن او سخن گفتیم، به افسانههایی که با مهارت ساخته شدهاند متوسل نشدیم، زیرا ما با چشمان خود بزرگی ملکوت او را دیدهایم» (دوم پطرس ۱:۱۶). یوحنا نیز این حقیقت را تأئید میکند و در قسمت اول رسالهاش میفرماید که ما او را شنیدیم و دیدیم و لمس کردیم. بله، همان کلمه که خود خدا بود، واقعاً شکل انسان به خود گرفت و در میان ما ساکن گردید (یوحنا ۱:۱ و ۱۴). اما چرا؟
به همین جهت اولین باری که یحیی مسیح را دید، فرمود: «نگاه کنید! این است آن برۀ خدا که گناه جهان را برمیدارد» (یوحنا ۱:۲۹). یوحنا نیز در رسالهاش این موضوع را تأئید میکند و میفرماید: «محبتی که من از آن سخن میگویم، محبت ما نسبت به خدا نیست، بلکه محبت خدا نسبت به ماست- محبتی که باعث شد او پسر خود را بهعنوان کفارۀ گناهان ما به جهان بفرستد» (اول یوحنا ۴:۱۰).
خدا را شکر که در مسیحیت، پایه و اساسی برای آمرزش گناهان وجود دارد که همان صلیب مسیح است. در صلیب است که متوجه زشتی گناه میشویم و پی میبریم که با چه قیمتی خریده شدهایم. بنابراین یوحنا میفرماید: «این را به شما مینویسم که گناه نکنید» (۲:۱). هدف ما نیز باید همین باشد! اما باز هم خدا را شکر که «اگر کسی مرتکب گناهی شود در پیشگاه خدای پدر کسی را داریم که برای ما شفاعت میکند» (۲:۱و۲) و «اگر ما به گناهان خود اعتراف نماییم ... او گناهان ما را میآمرزد» (۱:۹).
مسیح تأئید میکند که شیطان قاتل و دروغگو است. او فرمود: «دزد میآید تا بدزدد، بکشد و نابود سازد، من آمدهام تا آدمیان حیات یابند و آن را بهطور کامل داشته باشند» (یوحنا ۸:۴۴ ، ۱۰:۱۰). مردم زیر کنترل روح شیطان بسر میبرند و همانطور که یوحنا میگوید: «تمام دنیا تحت تسلط شیطان است» (۵:۱۹). ولی خدا میخواهد ما را از چنگ نیرومند ظلمت برهاند و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل سازد (کولسیان ۱:۱۳).
خدا را شکر که آزادی واقعی از تمام اسارتها و ترسها در مسیح پیدا میشود. «مسیح انسان گردید تا بهوسیلۀ مرگ خود ابلیس را که بر مرگ قدرت دارد، نابود سازد و آن کسانی را که به سبب ترس از مرگ تمام عمر در بردگی بسر بردهاند، آزاد سازد» (عبرانیان ۲:۱۴و۱۵).
چقدر باید خدا را شکر کنیم برای اطمینان از دریافتِ حیات؛ نه فقط حیات روحانی در این زندگی، بلکه حیات جاودانی در ابدیت. یوحنا میفرماید: «این نامه را نوشتم تا شما که به نام پسر خدا ایمان دارید، یقین بدانید که حیات جاودانی دارید» (۵:۱۱-۱۳).
اطمینان از دریافت حیات ارزش زیادی دارد زیرا بسیاری از مردم در جستجوی آن هستند. شخصی را میشناسم که الآن تمام وقت خود را به خدمت خداوند سپرده است؛ او قبلاً در مذهب خود بسیار متعصب بود و همیشه به مسیحیت حمله میکرد. آخر خودش به مسیح ایمان آورد و وقتی میخواست شهادت خود را بنویسد، این عنوان را برای کتاب خود انتخاب کرد: "در جستجوی اطمینان". او در این کتابچه، اعتراف میکند که در طول سالهای درازی که از مذهب خود دفاع میکرده و دیگران را مورد حمله قرار میداده، هیچ اطمینانی از حیات جاودانی نداشته است. انسانِ مرده به حیات احتیاج دارد و خدا را شکر که مسیح ظاهر شد تا ما بهوسیلۀ او حیات داشته باشیم.
اصطلاح "نجاتدهندۀ عالم" تأئید میکند که پیغام مسیح مخصوص همه، در هر زمان میباشد. به همین جهت، از ابتدای زندگی مسیح بر روی زمین، برای بسیاری آشکار شده بود که او باید "نجاتدهندۀ جهان" باشد. بارها بهخصوص در قسمت اول انجیل لوقا، به این اصطلاح برخورد میکنیم. مثلاً مریم میگوید: «روح من در نجاتدهندۀ من، خدا، شادی میکند» (۱:۴۶)، زکریا میگوید: «از خاندان بندۀ خود داود، رهانندۀ نیرومندی برافراشته است (۱:۶۹)... که با آمرزش گناهانشان رستگار میشوند» (۱:۷۷)، فرشتۀ خداوند میگوید: «امروز... نجاتدهندهای برای شما به دنیا آمده است» (۲:۱۱)، شمعون میگوید: «چشمانم نجات تو را دیده است» (۲:۳۰)- همان عیسی که قوم خودش را از گناهانشان رهایی خواهد داد (متی ۱:۲۱).
اشکال انسان چیست؟ بعضیها ادعا میکنند که اشکال انسان فقط نادانی اوست و از طریق مکاشفۀ خدا بهوسیلۀ پیامبران، نادانی او برطرف میشود. اما در حقیقت، اشکال انسان خیلی عمیقتر از اینهاست. میشود گفت که اشکال انسان، ناتوانی اوست. مشکل انسان هرگز بیاطلاعی از آنچه باید بکند نیست، بلکه فقدان نیروی لازم جهت انجام این وظیفه او را درمانده ساخته است. پس سؤال این است که چه کسی میتواند انسان را که در چاه گناه افتاده است، در بیاورد؟ به همین دلیل، در وهلۀ اول، ما به یک نجاتدهنده نیاز داریم، نه به یک معلم؛ و تنها منجی عالم، عیسی مسیح است. «در هیچ کس دیگر رستگاری نیست و در زیر آسمان هیج نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا بهوسیلۀ آن نجات یابیم» (اعمال رسولان ۴:۱۲).
در انجیل یوحنا ظاهراً تناقضی وجود دارد، زیرا در ۱:۱۸ میخوانیم: «کسی هرگز خدا را ندیده است» و در ۱۴:۸ مسیح به شاگردانش میفرماید: «شما او را دیدهاید». ما خدا را شکر میکنیم که با دیدن عیسی مسیح که صورت خدای نادیده است، گویی خود خدا را میبینیم و در نتیجه، میتوانیم او را بشناسیم. همانطوری که مسیح میفرماید: «این است حیات جاودان که آنها تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادۀ توست، بشناسند» (یوحنا ۱۷:۳). این شناخت هم به زندگی مسیح مربوط است و هم به مرگ او. مسیح بهوسیلۀ یک زندگی انسانی، خدا را به ما نشان میدهد و بهوسیلۀ یک مرگ فداکارانه، ما را با خدا آشتی میدهد. آیا برای ما افتخاری بزرگتر از این وجود دارد که فرزندان روحانی خدا بشویم و بدانیم خدای متعال، پدر پر محبت ماست؟ به همین دلیل خدا از روی محبتش مسیح را فرستاد تا ما بتوانیم او را بشناسیم و با او در تماس باشیم.
ولی واقعاً لازم است که ما شخصاً عیسی مسیح را بهعنوان نجاتدهندۀ خود بپذیریم. اگر نه، تجسم خدا از طریق مسیح هیچ سودی عاید ما نمیگرداند.
اگر عیسی هزاران بار دیگر، بهدنیا زندگانی گیرد از سر،
کند روشن ز نو دنیای ما را، شفا بخشد همه مرضای ما را،
بهخود خواند همه زحمتکشان را، ببخشد زندگانی مردگان را،
نمایاند به انسان راه چاره، شود مصلوب و برخیزد دوباره،
ولی در قلب ما وارد نگردد، سراسر جمله کارش هیچ ارزد!













متی1:1 کتاب نسب نامة عیسی مسیح بنداود بنابراهیم: 2 ابراهیم اسحاق را آورد و اسحاق یعقوب را آورد و یعقوب یهودا و برادران او را آورد. 3 و یهودا فارَص و زارَح را از تامار آورد و فارَص حصرون را آورد و حصرون اَرام را آورد. 4 و اَرام عمیناداب را آورد و عمیناداب نَحشون را آورد و نَحشون شَلمون را آورد. 5 و شَلمون بوعز را از راحاب آورد و بوعز عوبید را از راعوت آورد و عوبید یسا را آورد. 6 و یسا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه سلیمان را از زن اوریا آورد. 7 و سلیمان رَحبعام را آورد و رَحبعام اَبِیا را آورد و اَبِیا آسا را آورد. 8 و آسا یهوشافاط را آورد و یهوشافاط یورام را آورد و یورام عزیا را آورد. 9 و عزیا یوتام را آورد و یوتام آحاز را آورد و آحاز حزقیا را آورد. 10 و حِزقیا منَسی را آورد و منَسی آمون را آورد و آمون یوشیا را آورد. 11 و یوشیا یکُنیا و برادرانش را در زمان تبعید بابل آورد. 12 و بعد از تبعید بابل یکُنیا سألتیئیل را آورد و سألتیئیل زَرُوبابِل را آورد. 13 زَرُوبابِل اَبیهود را آورد و اَبیهود ایلیاقیم را آورد و ایلیاقیم عازور را آورد. 14 و عازور صادوق را آورد و صادوق یاکین را آورد و یاکین ایلَیهود را آورد. 15 و ایلیهود ایلعازَر را آورد و ایلعازَر متّان را آورد و متّان یعقوب را آورد. 16 و یعقوب یوسف شوهر مریم را آورد که عیسی مسمی به مسیح از او متولّد شد. 17 پس تمام طبقات از ابراهیم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا تبعید بابِل چهارده طبقه و از تبعید بابِل تا مسیح چهارده طبقه.
لوقا 23:3 و خود عیسی وقتی که شروع کرد قریب به سی ساله بود. و حسب گمان خلق پسر یوسف ابنهالی 24 ابنمتّآت بنلاوی بنملکِی بنینَّا بنیوسف 25 ابنمتَّاتیا بنآموس بنناحوم بنحسلی بننَجی 26 ابنمأت بنمتاتِیا بنشَمعِی بنیوسف بنیهودا 27 ابنیوحنا بنریسا بنزَروبابل بنسألتِیئیل بننِیری 28 ابنملکی بناَدّی بنقوسام بناَیلمودام بنعِیر 29 ابنیوسی بنایلعاذَر بنیوریم بنمتَّات بنلاوی 30 ابنشَمعون بنیهودا بنیوسف بنیونان بنایلیاقیم 31 ابنملِیا بنمینان بنمتَّاتا بنناتان بنداود 32 ابنیسی بنعوبید بنبوعز بنشَلمون بننَحشون 33 ابنعمیناداب بناَرام بنحصرون بنفارص بنیهودا 34 ابنیعقوب بناسحاق بنابراهیم بنتارَح بنناحور 35 ابنسروج بنرَعو بنفالَج بنعابر بنصالَح 36 ابنقِینان بناَرفَکشاد بنسام بننوح بنلامک 37 ابنمتوشالِح بنخَنوخ بنیارَد بنمهلَلئیل بنقِینان 38 ابناَنوش بنشِیث بنآدم بنالله.
اول تواریخ1:1 آدم شِیث اَنُوش 2 قِیتان مهلَلئِیل یارَد 3 خَنُوخ متُوشالَح لَمک 4 نُوح سام حام یافَث.
...
حضرت مریم نیز دختر شخصی است به نام «عمران» که این شخص یکی از انبیاء بنی اسرائیل بوده[5] و قرن ها حدود 18 قرن بعد از عمران، پدر حضرت موسی به دنیا آمده و زندگی کرده است و نام پدر وی اشهم بن امون می باشد، که با سلسله مراتب به حضرت سلیمان و داود ـ علیها السّلام ـ می رسد. یعنی عمران پدر حضرت مریم ـ علیه السّلام ـ از اولاد حضرت داود می باشد. و حضرت داود هم از اولاد یهودا، فرزند حضرت یعقوب و برادر لاوی می باشد.[6] بنابراین می توان نتیجه گرفت که عمران پدر حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ و نیز عمران پدر حضرت مریم ـ علیه السّلام ـ هر دو از طایفه بنی اسرائیل و از اولاد یعقوب و ابراهیم ـ علیه السّلام ـ می باشند. یعنی هر دو از طایفه بنی اسرائیل هستند، با این تفاوت که بین آنها قرن ها فاصله وجود دارد. بعلاوه اینکه عمران پدر حضرت موسی از قبیله لاوی و عمران پدر حضرت مریم از قبیله یهودا می باشد.



قرار دادن درخت برای جشن کریسمس به قرون وسطی و اروپای شرقی برمیگردد. طبق اسناد و مدارک، اولین بار در سال ۱۵۱۰ در لاتیوا و همینطور در سال ۱۵۲۱ در اسلواکی برای مراسم کریسمس از درخت استفاده شده است. با این حال، سنت قرار دادن درخت در خانه در طول زمستان (و نه فقط برای کریسمس) به قبل از ظهور مسیحیت بازمیگردد. مدتها قبل از ظهور مسیحیت، درختان همیشه سبز که حتی در زمستان و هوای سرد نیز دچار خزان نمیشدند و سرسبزی خود را حفظ میکردند، مفهوم ویژه و ارزشمندی برای مردم داشتهاند
امروزه از درختان مختلفی به عنوان درخت کریسمس استفاده میشود. از این میان، درخت کاج، صنوبر و نراد رواج بیشتری دارند.
نمادهای تعالیم مسیحی نشانه ای بسیار رایج مانند "کریسمس" را شامل می شود. همانطور که معمولاً اعتقاد بر این است ، در زمان رسولان ظاهر شده است ، اما از قرن 4 گسترش یافته است و تصویری از حروف یونانی Χ و Ρ است ، که ابتدای کلمه ΧΡΙΣΤΟΣ ، به معنی مسیح یا مسح خدا است. غالباً ، علاوه بر آنها ، حروف یونانی α (آلفا) و ω (امگا) در سمت راست و چپ قرار می گرفتند و یادآور کلمات مسیح است که او آلفا و امگا است ، یعنی آغاز و پایان همه آنچه وجود دارد.
تصاویر این علامت اغلب در سکه ها ، در ترکیب های موزاییکی و همچنین در نقش برجسته هایی که طعمه های تزئینی را آراسته اند ، یافت می شود. عکس یکی از آنها در مقاله آورده شده است. در ارتدکس روسیه ، Chrism معنای کمی متفاوت پیدا کرده است. حروف X و P به عنوان آغاز کلمات روسی Christ Was Born ، رمزگشایی شده است ، که این علامت را به نمادی از تجسم تبدیل کرده است. در طراحی کلیساهای مدرن ، اغلب به عنوان مشهورترین نمادهای مسیحی یافت می شود.









در مسیحیت ، این نماد خون مسیح است که برای نجات مردم ریخته شده است ، و در نتیجه ، عشق او به مردم است. این رنگ آتش ایمان ، شهادت و شور پروردگار و همچنین پیروزی سلطنتی عدالت و پیروزی بر شر است. قرمز رنگ خدمات در جشن روح القدس ، یکشنبه نخل ، در هفته مقدس ، در روزهای بزرگداشت شهدایی است که برای ایمان خود خون ریختند. گل سرخ نشان دهنده خون ریخته شده و زخم های مسیح است ، جامی که "خون مقدس" را دریافت می کند. بنابراین ، این نماد تولد دوباره در این زمینه است. در تقویم وقایع شادمانی که به مسیح ، مادر خدا و مقدسین اختصاص داده شده بود ، با رنگ قرمز مشخص شد. از تقویم کلیسا ، سنتی به ما برجسته شده است که تاریخ تعطیلات را با رنگ قرمز برجسته می کند. عید پاک مسیح در کلیساها با جامه های سفید به نشانه نور الهی آغاز می شود. اما در حال حاضر مراسم معاشرت عید پاک (در برخی از کلیساها رسم است که لباسها را عوض کنند ، به طوری که کشیش هر بار با لباس دیگری از رنگ متفاوت ظاهر شود) و کل هفته در لباس های قرمز خدمت می شود. غالباً از روپوش قرمز قبل از ترینیتی استفاده می شود.
33. زنبق - نمادی از پاکی ، خلوص و زیبایی مسیحی. اولین تصاویر سوسن ها ، با توجه به آواز آوازها ، به عنوان یک تزئین معبد سلیمان عمل می کنند. طبق افسانه ها ، فرشته اعظم جبرئیل در روز بشارت با یک سوسن سفید ، که از آن زمان به نمادی از پاکی ، بی گناهی و ارادت او به خدا تبدیل شده است ، به مریم مقدس آمد. مسیحیان با همان گل ، مقدسانی را که با پاکی زندگی ، شهدا و ایثارگرانشان تسبیح شده اند ، به تصویر می کشند.
34. ققنوس نشان دهنده تصویر رستاخیز مرتبط با افسانه باستانی پرنده ابدی است. ققنوس چندین قرن زندگی کرد و وقتی زمان مرگ او فرا رسید ، او به مصر پرواز کرد و در آنجا سوخت. فقط یک تکه خاکستر مغذی از پرنده باقی مانده بود که پس از مدتی در آن زندگی جدیدی متولد شد. به زودی ققنوس تازه جوان شده ای از آن برخاست و در جستجوی ماجراجویی پرواز کرد.
25. یک شیر - نمادی از هوشیاری و رستاخیز ، و یکی از نمادهای مسیح است. او همچنین نمادی از مارک انجیلی است و با قدرت و کرامت سلطنتی مسیح همراه است.
-----------
27. فرشته نماد طبیعت انسانی مسیح ، تجسم زمینی او است. همچنین نمادی از انجیل متی است
اولین تصاویر نمادین مسیحی در نقاشی آبشارهای رومی ظاهر می شود و مربوط به دوره آزار و شکنجه مسیحیان در امپراتوری روم است. در این دوره ، نمادها در طبیعت نوشتن مخفی بود و به هم کیشان اجازه می داد یکدیگر را تشخیص دهند ، اما معنای نمادها نشان دهنده الهیات نوظهور مسیحی است.
----------------
. کشتی: یک نماد مسیحی باستان است که نماد کلیسا و هر فرد معتقد است. صلیب های هلال ، که در بسیاری از کلیساها دیده می شود ، دقیقاً چنین کشتی ای را نشان می دهد ، جایی که صلیب یک بادبان است.
قلب مقدس
قلب مقدس نمادی از قلب فیزیکی مسیح و عشق الهی او به تمام بشریت است. در هنر مسیحی ، او به صورت قلبی که با آتش الهی شعله ور است ، با زخم خونین ناشی از ضربه نیزه شکافته شده و با تاج خار احاطه شده است ، به تصویر کشیده شده است. زخمها و تاج خارها نماد مصلوب شدن مسیح و فداکاری او برای نجات بشریت است و شعله اطراف آن به معنای شعله تحول آفرین عشق است. پرستش قلب مقدس در کلیسای کاتولیک روم وجود دارد.
این نماد در اصل شامل سه حرف از هجی یونانی نام عیسی - iota ، این و سیگما بود که در قرون وسطی با حروف لاتین جایگزین شد. سنت ایگناتیوس از لویولا از مونوگرام IHS به عنوان آرم سفارش یهودیت استفاده کرد. در زمان ما ، این نماد ویفر مقدس است. اشعه های خورشید در اطراف آنها به معنای یک هیولا است - یک ظرف تزئین شده که یک ویفر بر روی آن آورده می شود. نمادهای خورشیدی ممکن است قبلاً ، در طول مراسم رومی استفاده شده باشد. تفسیر دیگر این است که IHS مخفف عبارت لاتین Iesus Hominum Salvator (عیسی - ناجی بشریت) است.