حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

کتاب «اوسـتـا»

بخش دهـم

44 تکرار بند 7.
او کـه نشستنگاهش در ایـن جهـان خاکـی بـه پهنـای زمیـن بـر پـای شده است. گستـره پهناوری که در آن پروای نیازمندی نیست، درخشان است و پناه دهنده‌ای بسیار بخشنده.
این بند نیز اشاره به این است که مهر یا ستاره قطبی از همه جای جهان دیده می‌شود.
45 هشـت تن از یاران و دیده‌بانان مهـر، در بالای کوه‌ها و در فـرازیـن جـای‌ها نشسته‌ و به پیـمان‌شکـنان می‌نگرند. به ویژه به آنانی چشم دوخته‌ و می‌نگرند که نخسـت با مـهــر بـه دروغ باشنـد. آنـان رفتـار مـردمـانـی را پــاس مـی‌دارنـد کـه به پیمـان‌شکنان و پیروان دروغ و آزار رسانانِ پیروان راستی، یورش برد.
ظاهراً منظور هشت صورت فلکی پیرا قطبی است که عبارتند از: «ثُعبـان» (اژدها)، «خرس بزرگ» (دب اکبر)، «خرس کوچـک» (دب اصغر)، «کیکـاووس» (قیفاووس)، «کـرسی نشین» (خداوند کرسی/ ذات‌الکرسی)، «سیــاه‌گـوش» (وَشَـق)، «زرافـه» و «بُـزمجه» (سوسمار).
46 آن مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور خود را برای پاسبانی آماده کرده است؛ او از پشتِ سر می‌پاید، از پیش می‌پاید؛ او به مانند دیده‌بانی فریفته نشدنی هر سو را می‌نگرد. او آماده است برای کسی که با اندیشه نیک، مهـر را یاری کند؛ آن دارنده ده هزار دیده‌بان، آن همیشه نافریفتنی دانا و توانا.

بخش یازدهم

47 تکرار بند 7.
نـام‌آوری که اگر در خشم شود، میان دو کشوری که به جنگ برخاسته‌اند و به زیان دشمنِ خونریز، اسبِ سُم ‌پَهن بر می‌انگیزد.

بخش چهاردهم

60 تکرار بند 7.
برای اوست نـامِ‌نیـک و برومنـد و ستایشی نیـک. اوست بخشنـده خـوشبـختی، آنگـونـه کـه دلخـواهِ خـواهنـدگانـش بـاشد ….......................... اوست کـه دارنــده ده‌ هـزار دیـده‌بـان اسـت؛ آن همیشه نـافریفتنی دانا و توانا.
در این بند، تعدادی واژ‌ه‌های ناخوانا و آسیب‌دیده وجود دارد که به گفته استاد پورداود نیز قابل خواندن نیستند.

بخش پانزدهم

61 تکرار بند 7.
اوست همیشه بر جا ایستاده، نگهبانِ بیدارِ دلاورِ انجمن‌آرایی که فزاینده آب‌هاست. بانگ یاری‌خواهان را می‌شنود و باران می‌باراند و گیاهان می‌رویاند و داد و روش فرا می‌نهد. آن انجمن‌آرای کاردانِ فریفته نشدنی بسیار هوشمندِ آفریده کردگار.
عبارت «همیشه بر جا ایستاده» تأکیدی دیگر است بر همیشه ایستادگی مهـر یا همان همیشه‌ ایستادگی ستاره قطبی.
62 او که هیچگاه به مردی پیمان‌شکن، نه توانایی و نه نیرومندی می‌دهد؛ او که هیچگاه به مردی پیمان‌شکن، نه آبرو و نه پاداش می‌دهد.
63 آنگاه که بر آشفته شده‌ای، تو می‌توانی نیروی بازوانشان را بگیری؛ استواری پاهای آنان و بینایی چشمان آنان و شنوایی گوش‌های آنان را بگیری.

بخش شانزدهم

64 تکرار بند 7.
او که برای گسترش آیینِ نیک، در همه جا خود را نشان داد و جایگاه یافت و در همه هفت کشور فروغ افشان شد.
65 اوست در میان چالاکان، چالاک‌ترین؛ در میان وفاداران، وفادارترین؛ در میان دلاوران، دلاورترین؛ در میان انجمنیان، انجمنی‌ترین؛ در میان گشایش‌ دهندگان، گشایش دهنده‌ترین. اوست بخشنده گله و رمه؛ اوست بخشنده شهریاری؛ اوست بخشنده پسران؛ اوست بخشنده زندگانی؛ اوست بخشنده خوشبختی؛ اوست بخشنده دهشِ راستی.
66 اوست کـه «اَشـی» نیـک یـاور اوسـت؛ و یاور اویند: «پـارِنـدِ» سوار به گردونه راهوار، نیروی مردانه، نیروی فَـرّ کیانی، نیروی هوای جاودانی، نیروی «داموئیـش اوپَـمَـنَـه»، نیـروی فَـرْوَهَـرِ پیروان راستی و کسی که گرد هم آورنده گروهی از مزدا پرستانِ پیرو راستی است.
از صورت فلکی «کـرسـی‌نشیـن» (ذات‌الکرسی)، دختر زیبایی تصور شده است که بر کرسی یا چارپایه‌ای نشسته است که در اوستا « اَشـی» نیک بر او اطلاق شده است. برخی از ستاره‌های این صورت فلکی در دوران گذشته بسیار پر نورتر از امروز بوده‌اند و حتی «اَبَـر نو اخترانی» نیز در آن دیده شده‌اند. یکی از این ابر نو اختران، ستاره «تیکـو» است که در حدود چهارصد سال پیش ناگهان به اندازه‌ای نورانی شد که حتی در روز روشن هم دیده می‌شد. نگاه کنید به اَرت یشت (اَشی یشت).

صورت فلکی «گردونه‌ران» (مُمسَکُ‌الاَعِنَه) گردونه راهواری است که به گمان نگارنده، «پارِند» یا ستاره پر نورِ «بُــزبان» یا «عَـیـوق» (نگهبان)، بر فراز آن جای گرفته است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد