حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

کتاب «اوسـتـا»

بخش پنجم

17 تکرار بند 7.
او که هیچکس نتوانـد با او به دروغ باشد، نه سرور خانـواده، نه سرور روستا، نه سرور دهستان، نه سرور استان.

بخش ششم

22 تکرار بند 7.
او که اگر با او به دروغ نباشند، مردمان را از نیازمندی و آسیب برهاند.

بخش هفتم

25 تکرار بند 7.
آن سـرورِ تـیزنـگر، آن پـاداش بخشِ تـوانـا، آن انجــمن‌ آرای گـذارنـده نـیــایـش، آن پهـلـوانِ رزم‌آزمـا، آن بـازو تـوانـا، آن نیـک‌بـختِ بلـند پـایـگاهـی کـه پیـکرش از گفتار مینوی است.
26 او که دیوان را فرو کوبد؛ او که بر مردمانِ دروغ‌پیشه خشم گیرد؛ او که از مردمان پیمـان‌شکـن، داد خواهد؛ او کـه پریان را به تنگنا در می‌اندازد؛ کسی که اگر با او به دروغ نباشند، توانایی فراوان به کشور می‌بخشد؛ کسی که اگر با او به دروغ نباشند، پیروزی سرشار به کشور می‌بخشد.
27 او که کشور دشمن را ناکام می‌سازد؛ فَـرّ را بر می‌گیرد و پیروزی را دور می‌کند؛ او که از پی دشمنانِ بی‌توانِ گریز، می‌تازد و ده هزار بار آنان را می‌نوازد. او که ده هزار دیده‌بان دارد، از همه چیز آگاه، نیرومند و فریفته نشدنی است.
منظور از «ده هزار دیده‌بان»، همه ستارگان آسمان است که در مقام دیده‌بانان مهـر انجام وظیفه می‌کنند.

بخش نهـم

35 تکرار بند 7.
او که پیـمان‌هـای بسـته شـده را بـه کـار می بنـدد؛ او که سـپاه مـی‌آراید و دارنده هزار چابکی است؛ شهریاری است دانا و توانا.
36 او بر انگیزاننده رزم است؛ او پایداری‌دهنده رزم است؛ او در رزم استوار می‌ماند و رده‌های دشمن را از هم می‌درد و همه سوهای رده‌های رزمندگان را پراکنده و آشفته می‌سازد. از او به میانه سپاه خونریز لرزه در می‌افتد.
38 خانمان‌های هراس‌انگیز ویران می‌شود و از مردمان خالی می‌ماند. آن خانمان‌هایی که پیمان‌شکنان و پیروان دروغ و آزاررسانانِ پیروان راستی در آن جای‌ها به سر می‌برند، هراس‌انگیز است. آنان که گاو چراگاه‌ را گرفتار می‌سازند و او را در راهِ خانه‌های پیمان‌شکنان به گاری می‌بندند. گاوان می‌ایستند و اشک بر گونه روان می‌کنند.
39 اگر مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، خشمگین و آزرده بوده و خوشنود نشده باشد، تیرهای آراسته با پرّ شاهین، به نشان نمی‌رسند، هر چند که از زهِ کمانی بسیار خوب کشیده شده و به شتاب پرواز کند. اگر مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، خشمگین و آزرده بوده و خوشنود نشده باشد، نیزه‌های بلنددسته‌ خوب و تیز، به نشان نمی‌رسند، هر چند که از بازوانی نیرومند پرتافته شود. اگر مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، خشمگین و آزرده بوده و خوشنود نشده باشد، سنـگ‌های فَلاخَن‌که از بازوان نیرومند پرتافته شود، به‌نشان نمی‌رسد.
40 اگر مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، خشمگین و آزرده بوده و خوشنود نشده باشد، کاردهای خوش‌ساخت که به سرِ مردمان پرتافته شوند، به نشان نمی‌رسند. اگر مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، خشمگین و آزرده بوده و خوشنود نشده باشد، گرزهای خوب که بر سرِ مردمان بالا آید، به نشان نمی‌رسد.
42 اگر به مهــرِ دارنـده دشت‌های پهناور گویند که ای مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، ای مهــر! اینان اسبـان تیـزروِ مـا را از مـا ربـودند؛ ای مهـر! اینان بازوان نیرومند ما را با تیغ تباه کردند؛
43 پس آنگاه، مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور، آنان را به خاک در افکند، پنجاه‌ها، صدها، صدها هزارها، هزارها ده هزارها، ده هزارها صد هزارها؛ از آن رو که خشمگین و آزرده است آن مهرِ دارنده دشت‌های پهناور.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد