حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

کتاب «اوسـتـا»،

بخش یکم (کرده یکم)

4 می‌ستاییم مهرِ دارنده دشت‌های پهناور را، می‌ستاییم مهرِ دارنده دشت‌های پهناور را؛ او که به همه سرزمین‌های ایرانی، خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می‌بخشد.

بخش دوم

7 می‌ستاییم مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور را؛ او که آگاه به گفـتار راستین است، آن انجـمن‌آرایـی که دارای هزار گوش است، آن خـوش انـدامی که دارای هزار چشم است، آن بلند بالای برومندی که در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانی نیرومند و به خواب نرونده است.
عبارت «دارنده دشت‌های پهناور» نیز به این دلیل که ستاره منسوب به مهر در همه سرزمین‌ها دیده می‌شود و همه سرزمین‌ها قلمرو اقتدار اوست، گفته شده است. این بند در سرآغاز بیشتر بخش‌ها تکرار می‌شود.

بخش سوم

10 تکرار بند 7.
11 کسی که رزم‌آوران بر بالای پشتِ اسب به او نماز می‌برند و برای توانایی اسب و تندرستی خود، از او یاری می‌خواهند؛ تا بتوانند دشمنان را از دوردست بشناسند و هماوردان را بازدارنده باشند و بر دشمن بدخواه چیره آیند.

بخش چهارم

12 تکرار بند 7.
13 اوست نخستین ایزد مینوی که پیش از خورشیدِ نیستی‌ناپذیر و تیز‌اسب از فراز کوه البـرز بر آید. اوست نخستین کسـی کـه بـا زیورافزار زرین و آذین بسته از آن فرازگاه زیبا بر ‌دمیده؛ از آنجاست که آن بسیار توانا همه خانمان‌های ایرانی را می‌نگرد.
کوه «البرز» در باورهای ایرانی نه تنها همین البرز فعلی بلکه همه کوهستان‌هایی که از «پامیر» و «بدخشان» در شرق ایران آغاز و به غربی‌ترین بخش کوه‌های آسیای کوچک می‌پیوندد، در نظر بوده است. این بند همچنین نشان می‌دهد که در دوران سرایش مهر یشت، مهر غیر از خورشید بوده است .

14 آن جایی که شهریاران دلاور، سپاهی آراسته فراهم کنند؛ آن جایی که برای چارپایانِ «ثـاتَـئـیـرو» (؟) کوهستان‌های بلنـد و چراگاه‌های بسیار آماده شده است؛ آن جایی که دریاهای ژرف و پهـناور، گسـترده شـده اسـت؛ آن جـایی که رودهای فراخِ کشتی‌رو بـا انبـوه خیـزاب‌های خـروشـان به کـوه و سنـگ خـارا بر می‌خـورند و می‌شتابنـد به سوی «مـرو» و «هِـرات» و «سُـغـد» و «خـوارزم».
15 آن مهـرِ توانا نگرانِ کشورهای «اَرِزَهی»، «سَـوَهی»، «فْـرَدَه ذَفْـشـو»، «ویدَه ذَفْـشو»، وُئـورو بـَرِشْـتی»، «وُئورو جَـرِشْـتی» و نگران این کشورِ «خْـوَنیـرَث» درخشان است؛ آن جایی که آرامشگاه ستوران و پناهگاه بی‌آسیبِ چارپایان است.
در جغرافیای ایران باستان، زمین به هفت بخش تقسیم می‌شده است که «خْوَنیرث» در میانه آن قرار داشت و شامل ایران نیز می‌شد. «اَرِزَهی» در سوی شرق، «سَوَهی» در سوی غرب، «فْرَدَه ذَفْشو» در سوی جنوب‌شرق، «ویدَه ذَفْشو» در سوی جنوب‌غرب، «وُئورو بَرِشْتی» در سوی شمال‌غرب، و وُئورو جَرِشْتی» در سوی شمال شرق واقع بوده‌اند.
16 آن ایزد مینوی بخشنده فَـرّ، به سوی همه کشورها می‌رود؛ آن ایزد مینوی بخشنده شهریاری، به سوی همه کشورها می‌رود.
اشاره است به گردش گردونه مهر یا خرس بزرگ و کوچک که در حین گردش به همه سو متوجه می‌شوند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد